الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
199
الخصال ( فارسى )
هيچ گناهى را كم مشمار شايد خشم خدا در همان باشد و تو ندانى اجابت خود را در همه دعاها پنهان كرده هيچ دعائى را كوچك مشمار شايد استجابت را دريافت كند و تو نميدانى دوست خود را در همه بندگانش پنهان كرده هيچ بنده خدائى را پست مشمار بسا همان دوست خدا باشد و تو ندانى . 27 - گفتار پيغمبر چهار چيز را بد نداريد كه امان از چهار دردند . رسول خدا فرمود بد نداريد چهار درد را كه امان از چهار درد بزرگترند ، بد نداريد زكام را كه امان از خوره است بد نداريد دمل را كه امان از پيسى است ، بد نداريد درد چشم را كه امان از كورى است ، بد نداريد سرفه را كه امان از فلج است . شرح - فالج سكته ناقصى است كه در اثر آن عضوى بيحس مىشود و از كار مىافتد . 28 - امير المؤمنين چهار منقبت داشت كه هيچ عربى نداشت . ابن عباس گويد على ( ع ) چهار منقبت داشت كه هيچ عربى نداشت ، اول كسى بود كه با رسول خدا نماز خواند در هر قشون كشى پرچمدار آن حضرت بود . شرح مقصود جنگهائيست كه خود پيغمبر در آنها شركت داشت ، در روز هولناك جنگ احد پايدارى كرد و ديگران فرار كردند و بعد از وفات آن حضرت را شست و به خاك سپرد . ربيعه حرسى گويد پيش معاويه با حضور سعد وقاص نام على بميان آمد . سعد گفت ياد على كردى متوجه باش كه او را چهار منقبت بود كه اگر يكى از آنها را داشتم پيش من از چه و چه دوستتر بود و نام شتران سرخ مو را برد . يكى گفتار پيغمبر در جنگ خيبر كه فردا پرچم را بدست كسى دهم كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او هم خدا و رسولش را دوست دارد ديگر گفتار پيغمبر به او كه تو براى من همانند هارونى براى موسى و گفتار پيغمبر در بارهء او كه هر كس را من مولا و آقايم على ( ع ) او را مولا و آقاست ، سعد منقبت چهار مرا فراموش كرده بود .